دانشجو فقه و مبانی حقوق دانشگاه مازندران ورودی89 به سلامتیه اون کسی که بهمون نیاز نداشت اما فراموشمون نکرد.. ریاست نمان یا خانواده با نمان پاد Neman Paiti یا نگهبان خانه بوده است و از اینجا حدس میزنیم كه نوع حكومت پدرسالاری بوده است. چند خانواده تشكیل یك تیره یا Tauma را میدادند محل سكنای یك تیره ویس VIS بوده كه امروزه آن را دیه یا ده مینامیم Vispaiti یا ویس پاد رئیس تیره نامیده میشد. از اجتماع چند تیره قبیله یا طایفه به وجود میآمده كه آریائیان شاخه ایرانی مركب از چند قبیله بودهاند در تمام اینها رؤسای ده و تیره و قبیله اشخاصی بودهاند كه از میان خود پادشاه یا رئیس ملت را برمیگزیدند. به هر حال لازمه وجود تشكیلات اجتماعی وجود مقررات حقوقی است. [2][2]كه ما قصد بازگویی تاریخ این مقررات را به طور مشخص داریم برای شرح تاریخ حقوق ایران نخست باید معنی سه واژه تاریخ، حقوق، ایران را بشكافیم تا درباره هر كدام و سپس در خصوص تاریخ حقوق ایران گفتوگو نمائیم: 1 ـ تاریخ: واژه تاریخ : تاریخ به معنای تعیین زمان رویدادها است در قرآن كریم و احادیث واژه تاریخ به كار نرفته است. برخی عقیده دارند كلمه (تاریخ) عربی است و از واژه آَرَخَ و وَرَخ مشق شده، بعضی را عقیده آن است كه این واژه ریشه عربی ندارد و مسلمانان آن را از اهل كتاب گرفتهاند. گروهی هم گویند كلمه تاریخ از زبان فارسی و برگرفته از (ماه ـ روز) كه معرّب آن مورخ است میباشد [3][3] در علوم اسلامی تاریخ شامل ده قسمت است 1 ـ تاریخنگاری خبر 2 ـ وقایع نگاری 3 ـ تاریخ عمومی به طریق سال شمار 4 ـ ذیلنویسی یا تاریخ مختصر 5 ـ تاریخنگاری براساس نسبشناسی 6 ـ تاریخنگاری طبقات 7 ـ سرگذشت نامهها 8 ـ سفرنامهها 9 ـ تاریخنگاری محلی 10 ـ تاریخنگاری دودمانی كه به نظر نگارنده ردیف دوم (تاریخ نگاری خبر) و وقایعنگاری در یك طبقه و تاریخنویسی براساس نسبشناسی و تاریخنگاری دودمانی[4][4] هم به هم شباهت دارند امروزه تاریخ از زوایای گوناگون و در مسائل مختلف الموضوع بررسی و نوشته میشود مانند: تاریخ كشورها، تاریخ شهرها، تاریخ سلسلههای حكومتی، تاریخ فلسفه، تاریخ ادیان، تاریخ ادبیات، تاریخ تئاتر، تاریخ شعر و نثر، تاریخ معماری، تاریخ موسیقی، تاریخ پزشكی، تاریخ مؤسسات و اختراعات، تاریخ حقوق و جز آن، امروزه وقایع تاریخی را به دو بخش عمده تقسیم میكنند. [5][5] زمانهای پیش از تاریخ و زمانهای تاریخی. تاریخ از زمانی شروع میشود كه مدارك كتبی و تاریخی راجع به وقایع آن زمان به دست آمده و زمانهای پیش از آن را پیش از تاریخ مینامند ـ تاریخ بشر را تا ششهزار از قبل از میلاد مسیح رساندهاند. زیرا بعضی از تاریخنویسان تاریخ مصر را تا ششهزار قبل از میلاد میدانند لذا دوران تاریخی از ششهزار سال قبل از میلاد آغاز میشود و قبل از آن در محدوده زمانی پیش از تاریخ یا دوران اسطوره یا افسانهای قرار میگیرد. 2 ـ حقوق: واژه حقوق جمع كلمه حق است و آن دو قسم است: حق موضوعی و آن مجموعه قواعدی است كه دارای ضمانت اجرا بوده و حاكم بر روابط انسان در جامعه است و حق شخصی و آن قدرتی است كه شخص از قانون كسب میكند و میتواند دیگری را وادار به اجراء عملی (فعل یا ترك فعل) نماید یا ملزم به رعایت وضع موجود میكند مثال: حق دینی و حق عینی، ولی حقوق در اصطلاح آكادمیك به علمی گفته میشود كه از مجموعه قواعد الزامی و لازمالرعایه بحث میكند در این معنی در زبان فارسی كلمه (حقوق) استعمال شده است برای معانی لغوی واژه حق میتوان از كلمات سخن راست، كاری كه البته واقع میشود ـ كلمه مطابق واقع ـ غیر باطل ـ دستمزد و... یاد كرد. [6][6] تقسیمات حقوق: حقوق داخلی یا ملی: حقوقی كه در سراسر یك كشور معین اجراء میشود. حقوق خارجی یا بینالمللی: حقوقی كه خود به دو قسمت میشود الف ـ حاكم بر روابط دول كه آن را حقوق بینالملل عمومی گویند ب ـ حاكم بر روابط افراد ملتهای مختلف باشد كه آن را حقوق بینالملل خصوصی نامند. اقسام حقوق داخلی: الف حقوق عمومی داخلی : مجموعه قوانینی كه ناظر به تشكیلات كشوری و حاكم بر روابط دولت و مأمورین او با افراد است مانند حقوق اساسی و حقوق اداری ـ حقوق جزا ـ آئین دادرسی كیفری ب ـ حقوق خصوصی داخلی ناظر بر روابط افراد بر یكدیگر است مانند حقوق مدنی آئین دادرسی مدنی ـ حقوق ثبت. حقوق موضوعه: یا حقوق تخصصی یا حقوق مثبته مجموعه قوانین جاری در زمان معین در جامعه معین است كه به وسیله انسان وضع میشود. حقوق طبیعی یا فطری: حقوقی كه در فطرت بشر وجود دارد و همیشگی است و در همه جا جاری است، حقوق تقسیمات دیگری دارد كه جای بحث آن در اینجا نیست 3 ـ ایران: كشور ما كه ایران نامیده میشود. واژه ایران مركب از ائیریه (آریایی) + آن، پسوند مكان یعنی سرزمین آریائیان. در زبان پهلوی اِران و ایرانشهر گفته میشد در بندهای 144 و 145 فروردین یشت به فره وَهَرهای پاك مردان و پاك زنان ایرانیان درود فرستاده شده است [7][7] كشور ما از زمان ساسانیان تاكنون به این اسم نامیده میشود ولی مردم دنیا تا سال 1935 ایران را بنام پرشیا PERSIA میشناختند این كلمه نام یونانی قسمتی از ایران است كما بیش مطابق كلمه (پارسی ـ فارسی) در سال 1935 به تقاضای دولت ایران به كار بردن. واژه ایران برای كشورهای خارجی الزامی شد. مرزهای ایران در طی تاریخ دراز این كشور به كرات تغییر یافته است در اوج اقتدار هخامنشیان امپراطوری (شاهنشاهی) ایران از رود سند تا دریای اژه و رود نیل و از رود سیحون و دریای خزر و كوههای قفقاز و دریای سیاه تا خلیجفارس و بحر عمان ممتد بود [8][8] در مدت طولانی 2800 ساله تاریخ ایران از مادها تا زمان حاضر مرزهای ایران تغییراتی داشته و گاهی این سرزمین به كشورهای مختلف تجزیه شده و بارها مجدداً به هم پیوسته و كشور واحدی را تشكیل داده است مرزهای فعلی ایران پس از انقراض صفویه رسمیت پیدا كرده است میتوان مرزهای تاریخی ایران را شامل كشورهای افغانستان فعلی ـ بخشی از پاكستان تمام تاجیكستان و تركمنستان و بخشی از ازبكستان جمهوری ـ آذربایجان (اران) ارمنستان، گرجستان، دربند و داغستان، قسمتی از تركیه و تمام كردستان عراق و سوریه و بحرین و بخشی از عمان كه در زمان ساسانیان یمن و تمام آسیای صغیر دانست ـ در زمان هخامنشیان یونان شرقی و مصر و فلسطین و لبنان و سوریه هم در داخل امپراطوری ایران بودهاند. ایران فرهنگی: چون قبل از اسلام ایران دارای مذهب واحد و زبان ملی واحد و زبانهای محلی خویشاوند با زبان پهلوی بوده است لذا رسوم و عادات و اساطیر ایرانی، در تمام پارههای ایران كه اكنون به صورت كشورهای مختلف درآمدهاند نفوذ كامل و مقبولیت عام دارد و جزء رسوم ملی كشورهای مستقل جدا شده از ایران است به طوری كه زبان و ادبیات ایرانی (فارسی، كردی، بلوچی، تاتی و پشتو) در كشورهای افغانستان، تاجیكستان، جمهوری آذربایجان (اران) تركیه، عراق، سوریه، پاكستان و هندوستان و تركمنستان و ازبكستان هنوز هم ـ گویشورانی دارد و مراسم نوروزی ایران در اغلب این كشورها جزء اعیاد رسمی و ملی است. ایران سیاسی یا جغرافیایی معاصر: از شمال به كشورهای آذربایجان (اران) ارمنستان، تركمنستان، افغانستان و از شرق به افغانستان و پاكستان و از جنوب به دریای عمان و خلیجفارس و از غرب به كشورهای تركیه و عراق محدود است و مرزهای فعلی از زمان سلسله قاجار تثبیت شده است و اكنون كه میخواهیم تاریخ حقوق ایران را بررسی كنیم گفتار ما محدود به حدود جغرافیایی فعلی نخواهد بود و از طرفی بسیاری از مقررات حقوقی كه از كشورهای مهاجم در ایران رواج پیدا كرد به عنوان بخشی از تاریخ حقوق ما، مورد بحث خواهد بود. مانند حقوق با منشاء یونانی، حقوقی كه با حمله اسكندر به ایران آمد و حقوق اسلامی ناشی از دیانت مقدس اسلام و حقوق تحمیلی از مهاجمین مغول و همچنین حقوق جدید غرب كه پس از مشروطیت تا زمان حاضر كه بخش اعظمی از مقررات حقوقی ما را تشكیل میدهد. توضیح درباره ایرانشهر: این طور كه از كتاب اوستا برمیآید ایران ویچ در كنار رودخانهای بنام نیك دائیتی قرار داشته اقامت ایرانیان در آنجا مقارن است با حكمرانی جمشید پادشاه اسطورهای ایران، كه دوران اولیه فرمانروایی جمشید برای ایرانیها دوران شادی و خرمی و فراوانی و به قول افسانهها بیمرگی بوده است و هنگام شاهی او پیشه بیشتر مردمان گلهداری و رمهداری بوده است و خود جمشید دارنده رمههای خوب توصیف شده است و برای ادامه زندگی مردمان زیر رهبری خود چندین بار فرمان مهاجرت داده و مردم را تشویق به پیشرفت در اطراف سرزمین متصرفی خود نموده است و باز هم به قول افسانهها زمین را به خاطر انسانها فراختر كرد و دور از واقعیت نیست كه آغاز حركت از ایران ویچ به اطراف همزمان ورود ایرانیان به فلات ایران باشد از چند سو كه به شرق ایران و غرب ایران و شمال ایران وارد شدند. شاید انگیزه دیگر پراكندگی قوم ایرانی از ایران ویچ طوفانی از سرما بوده است كه همه چیز را تهدید میكرد به دستور اهورامزدا «دانای بزرگ» جمشید برای حفظ نسل آریاها بنایی ساخت و كوشید تا انسانها و دیگر موجودات هرچه را ممكن است در پناه آن از گزند طوفان اهریمن نجات دهد در افسانهها این بنا را (ور = ورِ چمكرت) یعنی دژ ساخته شده به دست جمشید نامیدهاند یاد این طوفان در اساطیر بابلی هم آمده و بنام طوفان نوح نامیده شده است خصوصاً این كه در این طوفان وسیله رهایی مردم از بلای طوفان كشتی بوده است كه سرانجام در كوه (جودی) = قله آرارات به خشكی مینشیند و مردم و جانوران رهایی مییابند قله آرارات در همان منطقهای است كه دستهای از ایرانیان پس از نجات از طوفان سرما و خروج از ور چمكرت به آنجا وارد شدهاند تمام اقوام ایرانی از ماد، پارس، پارت، سكاها ... پس از استقرار در فلات ایران كه تحت حكومت واحدی هم نبوده است سرزمین متصرفی قوم آریا را ایرانشهر مینامند و با این نامگذاری اصل مشترك و خویشاوندی خود را با یكدیگر یاد میكردند پس نام كشور ما در سه مرحله 1 ـ ایران ویچ 2ـ ایرانشهر و3 ـ ایران نامیده شده است و هر بار با دگرگونی در نام در وسعت و حدود آن هم تغییر حاصل شده است و محدوده ایران از محدوده دو نام قبلی دیگر كمتر شده است. تاریخ حقوق ایرانموضوع تاریخ حقوق: عبارت از حقوق موضوعه (اعم از حقوق عمومی و خصوصی) بنابراین تاریخ حقوق به دو قسم است تاریخ حقوق عمومی و تاریخ حقوق خصوصی مجموع این دو قسم را تاریخ عمومی حقوق گویند: موضوع این رساله كشف رخدادهای به وقوع پیوسته درایران زمین (فلات ایران ـ ایران تاریخی) در زمینه حقوق است حقوق به معنی اخص قواعد دارای ضمانت اجراءاست و لذا شامل قواعد اخلاقی نمیشود. ادوار حقوقی در ایران1 ـ ادوار اساطیری یا قبل از ورود آریاها 2 ـ ورود آریاها و تشكیل حكومت توسط آنها شامل دورههای قبل از حكومت مادیها و هخامنشیها و سلوكیها و پارتها و ساسانیان 3 ـ دوره حكومت اسلامی تا زمان حمله مغولها و حكومت قبایل مغول تا ظهور دولت فراگیر و ملی صفویه 4 ـ تاریخ حقوق ایران از صفویه تا انقلاب مشروطیت 5 ـ تاریخ حقوق معاصر ایران از انقلاب مشروطیت تا زمان حاضر منابع تحقیقاول، منابع تاریخی: منظور منابع تاریخی است كه به كشف ادوار حقوقی كمك میرساند: 1 ـ كتاب تاریخ ایران باستان در سه جلد تألیف مرحوم حسن پیرنیا (مشیرالدوله) كه ادوار باستانی تا بخشی از دوران ساسانی را در برمیگیرد و از كتب مهم تاریخی است كه توسط یك نفر ایرانی نوشته شده و از اولین چاپ آن نزدیك به 70 سال گذشته ولی تاكنون اعتبار خود را حفظ كرده است 2 ـ تاریخ شاهنشاهی هخامنشی نویسنده این كتاب ا ـ ت. اومستد A.T.Omstead استاد پیشین تاریخ شرق ـ دانشگاه شیكاگو و ترجمه فارسی آن توسط مرحوم دكتر محمد مقدم استاد دانشگاه تهران، از این دو كتاب بیشتر در دوره پیش از اسلام استفاده شده است. 3 ـ تاریخ سیاسی و اقتصادی هخامنشیان تألیف م ـ ا ـ داندامایف ترجمه میركمال نبیپور چاپ 1358، نشر گستره 4 ـ تاریخ ایران در زمان ساسانیان تألیف آرتور كریستن سن دانماركی و ترجمه آن توسط مرحوم رشید یاسمی 5 ـ تاریخ حقوق ایران مرحوم دكتر محمدحسین علیآبادی 6 ـ تاریخ حقوق ایران محمدجعفر جعفری لنگرودی 7 ـ تاریخ حقوق ایران پروفسور حسن امین 8 ـ سیر قانون و دادگستری در ایران ـ مرتضی راوندی 4ـ سرگذشت قانون یا مباحثی از تاریخ حقوق نوشته مرحوم علی پاشاصالح از دوران اساطیری تا سال 1342 خورشیدی. 5 ـ تاریخ مردم ایران قبل از اسلام جلد اول و دوم: شادروان دكتر عبدالحسین زرینكوب استاد فقید دانشگاه تهران دوران بعد از اسلام. 6 ـ روزگاران ایران ، ج1، تا سوم از دكتر زرینكوب شامل تاریخ ایران از دوران افسانهای تا دوران حاضر. 7ـ تاریخ ایران پژوهشگاه دانشگاه كامبریج در 6 جلد كه جلدهای 3 و 4 و 5 آن توسط آقای حسین انوشه به فارسی ترجمه شده و دوران غزنویان و صفویان توسط یعقوب آژند ترجمه شده است و جلدهای اول و دوم آن و همچنین از دوران افشاریه به بعد هنوز به فارسی درنیامده است. منابع حقوقی8ـ مآخذ دست اول حقوقی مانند متون كتب مقدس دینی ـ فرمانها ـ اسناد و قبالههای بازمانده چون اوستا، منابع مذهبی زرتشتی ـ قرآن مجید، نهجالبلاغه و قوانین مصوب مجلس شورای ملی و سنا و مجلس شورای اسلامی دوره انقلاب اسلامی و مصوبات انجمن شهر و شورای انقلاب فرهنگی و دیوان عالی كشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام و غیره.9 ـ كتب فقهی و حقوقی نوشته فقهاء و حقوقدانان كه تفصیل آنها در ذیل صفحات و در پایان رساله آمده است. یادآوری ـ روش ما در این كتابچه روش توصیفی است نه تحلیلی و به عبارت دیگر ـ تاریخ حقوق است نه علم حقوق. بخش اول ـ تاریخ حقوق ایران پیش از اسلام1 ـ پیش از آریائیها ـ اقوام قبل از ورود آریاها در پهنه ایران زمین عبارتند از اقوام عیلامی كه در خوزستان ـ فارس ـ سواحل خلیجفارس ـ لرستان پشتكوه ـ بختیاری و ایلام امروز سكونت داشتند و بعد قوم لولوبی Lullubi كه در اطراف دریاچه ارومیه و كوهپایههای اطراف میزیستند. اقوام دراویدی در بلوچستان شمالی اقوام باكتری (باختری) در شمال شرق خراسان، اقوام آماردها در شمال ایران كه شهر آمل از یادگارهای آنها است و كادوسیان در گیلان و تپورها در مازندران (طبرستان) ـ اقوام گوتی در اطراف كرمانشاه و اقوام كاسی یا كاشی در محدوده بین قزوین و كاشان و سایر اقوام كوچكتر كه پس از ورود آریاها با آنها مخلوط شده و آثار آنها در بعضی از نام شهرها و دیهها باقی است. مهمترین آثار حقوقی كه از این زمان باقیمانده یكی قانون نامه حمورابی است كه مربوط به قرن بیستم پیش از میلاد است قانون حمورابی دارای 282 ماده بوده كه اصل كتیبه آن توسط شرقشناس فرانسوی دومورگان در سال 1901 میلادی در شوش ایران كشف و بعد به موزه پاریس منتقل شده است [9][9] این قانون نامه كه توسط دوست و همكار بنده جناب آقای بهمن رازانی به فارسی ترجمه و در مجله كانون سردفتران و دفتریاران در شمارههای دوره دوم چاپ شده است [10][10] شامل موارد زیر است ـ افترا ـ قسم دروغ ـ دادن رشوه به اشخاص، خریدن شهود، بیعدالتی قضات: جنایت بر ضد مالكیت، روابط ارباب و رعیت حقوق تجارتی، حقوق خانواده ـ حقالزحمه طبیب و معمارـ كشتیسازی و اجاره كشتیها ـ كرایه حیوانات ـ روابط ارباب و برده ـ مردم سه گروهند آزاد ـ آزاد شده و برده و طبقات 4 گروهند ـ روحانیون، مستخدمین دولت، سربازها، تجار و كسبه ـ بردهها میتوانند مالك باشند، كشتن بنده بدون محاكمه ممنوع است. دادوستد به معاوضه است یا پول، پول رایج حلقههای نقره به وزن معین است ـ ازدواج با یك زن قانونی است و اگر زن نازا باشد میتوان زن دوم اختیار كرد، اگر زن به شوهر خیانت كند شوهر میتواند او را اخراج كند یا به صورت برده درآورد. در موارد بیوفایی زن و شوهر به یكدیگر مجازات زن شدیدتر است در موردی كه تهمت به زنی زده شود محاكمه خدایی میشود، یعنی زن خود را در رودخانه میاندازد و اگر غرق نشد بیتقصیر است، مرد از زن ارث نمیبرد ـ ولی زن از مرد ارث میبرد و بسیاری از احكام دیگر ولی مهم این است كه قوانین حمورابی به مذهب و قواعد اخلاقی مربوط نیست، انتقام شخصی ممنوع است مَجنی علیه یا كسان او باید دادخواهی كنند. [11][11] دومین اثر باقیمانده از این دوران قبالهباستانی زمان مردوك آپال آیدین است مربوط به سالهای 1117 تا 1129 قبل از میلاد مكشوفه در شمال پل ذهاب كرمانشاه و فعلاً در موزه ایران باستان (موزه ملی ایران) نگهداری میشود ـ این قباله سنگی حاكی است كه در دوران سلطنت كاسیها ثبت و ضبط املاك مزروعی بسیار متداول بوده و معمولاً در دو نسخه تهیه شده و در آن حدود املاك و نام مالك و نام پادشاه وقت حك میشد، این نوع سنگ نبشته را اصطلاحاً كودورو مینامیدند و تعداد زیادی از آنها باقیمانده كه در موزههای مختلف دنیا پراكندهاند [12][12]از دو مدرك بالا كه بگذریم باید برای اطلاع از نهادهای حقوقی به اساطیر و افسانهها مراجعه كرد كه پرتوی از حقیقت را شاملند در همین جا باید گفت كه حقوق آن زمان در شرق ایران منشاء مذهبی و اخلاقی داشته است به شاهنامه حكیم ابوالقاسم فردوسی مراجعه میكنیم در این كتاب در بخش اساطیری و پهلوانی ستایش حكومت عدل و نكوهش ستم و بیداد مورد گفتوگو است ـ نمونههایی ذكر میكنم 1ـ جمشید با تأییدات الهی به سلطنت مینشیند و عدل و داد پیشه میكند ولی وقتی كه دچار غرور و خودپسندی میشود فره ایزدی از او سلب میشود و مردم از او حمایت نمیكنند و دچار هجوم ضحاك شده و كشته میشود و در قیام كاوه آهنگر پشتیبانی مردم از فریدون دارای فره ایزدی ضحاك را از تخت ستم به زیر میكشد ـ به كیفر رسانیدن ـ سودابه همسر خائن كیكاوس به دست رستم كه نمادی از ملت است. پیشدادیان: كیومرث اولین انسان و اولین فرمانروا است و نواده او هوشنگ اولین قانونگذار و با لقب پیشداد یا داد پیشه مشهور است كه در كتاب اوستا پرذات یا پردات است كه لفظ پِرِ هنوز هم در كلماتی مانند پری روز ـ پری شب ـ پارسال و غیره رواج دارد و به معنی پیش است. ذات یا دات یا داد یعنی عدل و قانون [13][13] دیگر از موارد و قواعد حقوقی دوران اساطیری میتوان قاعده وراثت سلطنت را دانست ـ سلطنت باید مؤید به تأیید الهی باشد (فره ایزدی)، و هر موقع كه فره ایزدی پادشاه را ترك میكند بیكفایتی او برای سلطنت ثابت میشود و باید كنارهگیری كند یا بركنار شود ـ از ادله اثبات دعوی ادای سوگند به وسیله رفتن میان آتش است همچون داستان سیاوش و توجه تهمت به او توسط زن پدرش سودابه كه با آزمایش وَر، ورود به داخل آتش و اثبات بیگناهی او و اثبات پیامبری زرتشت به وسیله رفتن او به داخل آتش و سالم ماندن او موید گفتار است، به هنگام جنگ چنین مقرر است كه ابتدا زورآوران و پهلوانان داوطلبانه داخل میدان شده و حریف میطلبند و غلبه آنها بر حریف سرنوشت جنگ را معین میكند، حق ملت برای تأیید پادشاهی حاكم وقت ـ و در صورت خروج شاه از مسیر حق و عدالت قیام مردم و بركناری او و سپردن سلطنت به شخص دیگر مانند قیام مردم برای بركناری ضحاك: روابط سیاسی دولتهای ایرانی با همسایگان به وسیله ارسال سفیران و گاهی هم پیشنهاد برخی سئوالات و خواستن جواب از حاكم همسایه كه اگر چنین پاسخی مقرون به صحت نباشد مطالبه باج و خراج از او ـ به هنگام جنگ تقاضای كمك پادشاه از سران قبایل یا پادشاهان محلی برای اعزام نیروی نظامی به مركز و بسیاری مقررات دیگر حقوقی كه ذكر آنها در این وجیزه نمیگنجد. تذكر ـ در دوره اساطیری ایران علاوه بر مقررات حقوقی كه به نمونه آنها اشاره شد پادشاه با حاكم را نماینده خداوندی میدانند و حكومت دینی و دنیایی در شخص پادشاه متبلور میشده است كه بعضاً این شخص پادشاه خود در حكم پیامبر بوده و به مبداء الهی مربوط میشده است همچون كیخسرو پادشاه آرمانی ایرانی كه پس از یكپارچه كردن كشور ایران و گرفتن انتقام از دشمنان به میل خود از پادشاهی كنارهگیری كرده و از نظرها غایب میشود و برای جانشین خود جز اجرای عدالت و براندازی ستم و تأمین رفاه و امنیت برای ایران سفارشی ندارد. دیگر از رسوم بنیادی دوران ایران ویچ میتوان از مفهوم رته یا ارته RTA ARTA یاد كرد كه عبارت از اعتقاد به وجود نظم طبیعی و قاعده كلی در جهان و سرچشمه واقعی اخلاق همچنین تصور نظم و انضباط كیهانی است. [14][14] و نیز تقسیم جامعه به سه طبقه روحانی، جنگجویان، و كشاورزان است كه در پایان این دوره و در آستانه ورود به دوران تاریخی طبقه صنعتگران هم بر این طبقات اضافه شدهاند كه در اثر ورود به زندگی كشاورزی و دهنشینی پیدا شدهاند و همچنین در دوران ایرانویچ به اقتضای وضع زندگی شبانی و گلهداری سال به دو فصل زمستان طولانی و تابستان كوتاه تقسیم میشود ولی در پایان دوره و مهاجرت از ایران ویچ به فلات ایران، سال به شش فصل دو ماهه یا چهار فصل سه ماهه تقسیم شده است [15][15]و همچنین اركان سازمان اجتماعی به تدریج از خانمان و MANO، و طایفه VIS به قبیله ZAN TAW و قریه DAHYU توسعه یافت. در خصوص ظاهر جسمانی این طوایف مورخین متفقالقولند كه همگی پوست سفید و زیبایی اندام و قدرت جسمانی كافی برای عبور از این مهاجرتها را داشتهاند.[16][16] موضوع دیگر از وضعیت حقوقی دوران ایران ویچ را میتوان مسأله تعیین وزیر از طرف شاهان زمان دانست در این مورد از اوشنر دانا وزیر كیكاوس كه به دانایی و پارسایی شهرت داشت و یا جاماسب وزیر كشتاسب شاه كه اندرز نامهای از او باقی است یادی در تاریخها شده است ـ و همچنین میتوانیم از نقش طبقات عامه مردم مخصوصاً صنعتگران و كشاورزان در انتخاب فرمانروا نام ببریم كه داستان كاوه آهنگر و خیزش او در برابر فرمانروای ستمگری چون ضحاك و برگزیدن فریدون به فرمانروایی نمونه و نماد آن است [17][17] با توجه به ستایشی كه از گلهداران و شبانان به خصوص تقدس حیوانی مانند گاو و سگ در اوستا شده است میتوان جامعه آن روز را جامعه شبانی و گلهبانی كوچنده تصور كرد. در این جامعه داد و ستد با مبادله كالا است و از پول و سكه خبری نیست حتماً دستمزد طبیب و آتوربان (نگاهبان آتش) به جنس پرداخت میشود. [18][18] و همچنین رعایت آزادیها، آزادی رفت و آمد، آزادی خانه و مسكن، لزوم ترك ارتباط با دروغپرستان و اجتناب از زیان رسانیدن به آبادیهای قوم و توجه به ارزشهای اخلاقی از اختصاصات آن زمان است [19][19] 2 ـ تاریخ حقوق ایران پس از ورود آریائیها به ایران : جهت آنكه آریاییها به فلات ایران كوچیدهاند به علت سردی فوقالعاده زمین و ازدیاد جمعیت بوده قبلاً گفتیم كه مسكن اولیه آریاییهای ایرانی شده در محلی به نام ایران ویچ بوده كه ده ماه زمستان داشته و دو ماه تابستان و در خصوص محل ایران ویچ اختلاف است عدهای آن را در محل كنونی خوارزم و خیوه در شمال تركمنستان فعلی و شرق دریای خزر گفتهاند و زمان ورود آریاها به ایران در حدود 2400 تا 2000 سال قبل از میلاد بوده زیرا تاریخ ظهور زرتشت پیامبر ایرانی در سال 1725 قبل از میلاد بوده و چون مسلم است كه ایران فعلی محل ظهور زرتشت است لذا میتوان گفت كه آریاها قبل از آن تاریخ به ایران آمده و مدتها زندگی كرده حكومت تشكیل داده و مقررات حقوقی ایجاد كردهاند ـ در میان این اقوام آریاییها كه به ایران آمدند خانواده براقتدار پدر یا بزرگتر خانواده مبتنی شده بود ولی مقام زن نزد آریاییهای ایرانی بهتر از مقام آنها در نزد مردمان دیگر بوده است. رئیس خانواده در آن واحد قاضی و مجری آداب مذهبی بود و بایستی مراقب اجاق خانواده میبود، نگذارد آتش آن خاموش شود عده طبقات چنانكه از اوستا برمیآید روحانیون ـ مردان جنگی برزگران بودند شكل حكومت ملوكالطوایفی است سران خانوادهها رئیس تیره و رؤسای تیره رئیس قبیله را انتخاب میكردند رؤسای اقوام ابتدا شاه بزرگ را انتخاب میكردند [20][20] از داستانهای قدیم ما، برمیآید كه آریاییها لااقل چهار دولت تشكیل دادهاند دولت جمشیدیها، و دولت فریدونیها و دولت منوچهریها و دولت زابیها دولت جمشیدی و فریدونی مربوط به زمان اتحاد آریاییهای ایرانی و هندی بوده ولی دولت منوچهری، و زابیها مربوط به دورانی است كه آریاییها در ایران مستقر شده بودند [21][21] چون ظهور زرتشت در دوران آخرین سلسله آریاییهای اساطیری و قبل از اقتدار مادیها بوده است لذا برای اطلاع از مقررات حقوقی آن زمان ناچار باید به كتاب مقدس اوستا منسوب به زرتشت مراجعه نمود ـ در اینجا باید گفت كه اوستای اصلی بعداً در دوران تاریخی یعنی زمان سلسلههای مادی ـ هخامنشی ـ سلوكی پارتی از میان رفته و در زمان ساسانیان یا به قولی در زمان بلاش اشكانی مجدداً از حافظه موبدان به كتابت در آمده است لذا به مقررات مذكور در آن با قطعیت نمیتوان حكم كرد به هر حال تنها مرجع مقررات حقوقی ما در آن زمان كتابهای دینی و داستانی زرتشتیان تهیه شده و نوشته شده در زمان ساسانیان و دوران اوائل اسلامی میباشند ـ از این نوع كتابها میتوان به كتابهای وندیداد ـ شایست نشایست ـ ماتیكان هزاردستان ـ دینكرد ـ اشاره نمود. در یكی از نسكهای اوستای گمشده به نام گنبا سرنسك كه شامل 65 فصل بوده درباره ازدواج ـ قوانین حقوقی و قضایی و مدنی گفتوگو شده و در یكی دیگر از نسكهای اوستای گم شده بنام سكاتوم نسك كه دارای 51 فصل بوده راجع به طرز حكومت عدل و داد و قضات و داوران بحث شده است. [22][22] ولی چون اوستا در زمان ساسانیان نوشته و مقررات حقوقی حاكم بر جامعه كه دارای حكومت محتشم و پیشرفتهای بودهاند با زمانهای قدیم قبل از تشكیل سلسلههای مادی هخامنشی، ساسانی تفاوت داشته است لذا با قید احتیاط باید چنین مقرراتی را به آن زمان نسبت داد به هر حال به مقررات حقوقی اندكی كه در كتابها باقیمانده و در اوستا برخی از آنها ذكر شده است اشاره میكنم. در میان بعضی از اقوام ایرانی چنین مقرر بوده است كه اگر مردی تا سن 70 سالگی نمیمرد او را میكشتند و نیز زنان پیر را خفه میكردند و به خاك میسپردند ولی مردان 70 ساله را پس از كشتن خویشاوندان او میخوردند ـ در میان قوم كاسپی كه نام خود را به دریای شمالی ایران دریای خزر (Caspian) داده چنین رسم بود كه 70 سالهها را با گرسنگی دادن میكشتند، جسد را در بیابان رها میكردند در بلخ و پیرامون آن مردمان پیر و بیمار را در حالت زنده بودن پیش سگان درنده میانداختند [23][23] بعدها هم مقرر شد یك مرد نباید به تنهایی به حمل جنازه مرده اقدام نماید در این صورت حمل كننده را در محل دور افتاده و محصور در بند میكردند و بعد كسی را میفرستادند كه او را به جای بلندی برده و سرش را از گردن قطع كند اگر كسی جسد مرده را در خاك دفن كند باید پانصد ضربه تازیانه مجازات شود. اگر كسی از انجام عهد و پیمان خود تخلف كند باید سیصد تازیانه به او زد و این مجازات تازه برای تخلف از عهد و پیمانهای سبك بوده و اگر عهد و پیمان سنگینتر بوده مجازات تا 1000 تازیانه هم میرسیده است [24][24] همچنین برای كسانی كه در زمین آلوده به جسد پیش از پایان یكسال زراعت نماید یا اگر كسی زمین را به جسد مرده انسان یا لاشه سگ آلوده نماید مجازات تازیانه در نظر گرفته شده [25][25] و نیز اگر كسی گوشت آدمی بخورد برایش كیفر مرگ ارزانی (اعدام) اجرا میكردند. در میان آنها به علت معیشت شبانی و گلهداری كه داشتند سگ از احترام خاصی برخوردار بوده و برای كشنده سگ 1000 تازیانه مجازات تعیین كرده بودند همچنین به كشتن سگ آبی هزار تازیانه میزدند [26][26] و نیز راجع به تعهدات و قراردادها مقرر بود كه كسی نمیتواند قرارداد خود را به میل خود فسخ كند و اگر تخلف می شد باید ارزش و بهای مورد تعهد را بپردازد و جرائم و اقسام جرح و ضرب به 7 قسم منقسم میشد، و اگر قبل از كشف جرم و در صورت كشف قبل از مجازات توبه میكردند از مجازات معاف بودند و اگر جرم هفت بار تكرار میشد مجازات آن اعدام بوده است [27][27] آئین دادرسی هم به وسیله دو قاضی انجام میشده یكی به نام راتو یعنی دستور و موبد (مفتی) و دیگری به نام سروشه و ارز كه تكلیف او نظارت بر اجرای دادرسی صحیح و اجرای حكم بوده است [28][28] در خصوص حرفهها و مشاغل اطلاعات اندكی در دست است پزشكی با جادوگری توام بودهاند هر دو توسط رئیس خانواده كه سمت حاكم را داشته است اعمال میشده لقب پادشاه اساطیری ایران به نام فریدون یعنی كسی كه دارای سه تخصص بوده، حرفه پرشگی، حرفه روحانی، حرفه حكومت، در میان قبیلهها اشتراك در اموال معمول بوده و صاحبان حرف و مشاغل دستمزد خود را از بودجه عمومی قبیله دریافت میكردند، سفالسازی، خنیاگری از حرفههای رایج آن زمان بوده كه برای آنها دستمزد معینی نبوده است و همگی از امكانات و بهداشت قبیله استفاده میكردند ولی به مرور زمان حرفههای طبابت و جادوگری و سلحشوری از هم جدا میشوند و تشكیل طبقات سهگانه قبایل آریایی را میدهند كلمه (طب) در زبان عربی علاوه بر معنی پزشك معنی افسون و جادو میدهد بزرگترین واقعه احتمالی این زمان ظهور زردشت بوده است در نظام حقوقی زرتشت با نظام شهرنشینی و پادشاهی روبرو میشویم كه یك قدم پیشرفت به سوی تمدن را نشان میدهد و بعدها به علت شهرنشینی تقسیم كار صورت میگیرد و حرفهها حالت اختصاصی و جغرافیایی به خود میگیرند [29][29] و این پیشرفت مستلزم پیدایش مقررات حقوقی و نظام جدید میباشد آخرین مطلبی كه در اینباره میتوان گفت طرز حكومت و منشاء الهی دانستن آن خصوصاً پس از ظهور زرتشت در 1725 سال قبل از میلاد میباشد كه تمام پادشاهان و حاكمان پس از او بایستی با داشتن نیروی فره ایزدی یا تأیید اهورامزدا ممتاز باشند و طرز حكومت را بیشتر ارثی و از نسلی به نسلی میدانستند حتی مهاجم گُجستهای مانند اسكندر كه موجب از هم پاشیدن حكومت و شاهنشاهی ایران شد در افسانههای ایرانی از نسل خانواده سلطنتی ایرانی دانسته شده و از آن بالاتر در زمان پس از اسلام برای اسكندر مأموریت الهی یا پیامبری هم قائل شده بودند و اسكندرنامههای فراوانی در این خصوص به وجود آمده است كه حاكی است اسكندر پیامبر بوده و تمام اقدامات او ملهم از تأییدات ا
نظرات شما عزیزان:
با سلام، من قصد آشنایی با شما را دارم، خبرم کنید، خیر است
درباره وبلاگ اللهم عجل لولیک الفرج...... آخرین مطالب نويسندگان پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]()
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |